سیگار خاموش

از شهري خواهم گفت كه در آن آينه ها نيز دروغ ميگويند.(حامد بد خط)

تلخ

شعور من و تو و شاید همه ی ما.به انداره ی لباس های زیرمان و شاید به این اندازه هم نباشد.

فردا در کمین سادگی ماست.ما غرق خواهیم شد.و افسوس که غرق خواهیم کرد.نه دیگری را.و احساس های شکفت انگیز انسانی خویش را.

ما طعمه شکار لذت پرستی دیوان سیاه خواهیم شد.و دیوار هرگز شکسته نمیشود تا دیوان را بیابیم.

کاش همیشه ...

نه ایرانی بودیم و نه مسلمان

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 9:29  توسط حامد بد خط  | 

پایان یک مرد غمگین(شاید مردی دیگر میخواهد)

سیگار آخرین مخاطب زنده ی من و در ابتدا

و خدا در انتهای صف...

دیدن نگاه هر چیزی و هر کسی

زیباست و لذت بخش ولی در لحظه ای دیگر  ترس و ذلت است.

این آخرین دم سیگار. آخرین ترس ، آخرین ذلت و آخرین لذت است. 

پایان 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:14  توسط حامد بد خط  | 

زن

 چشمک نزن ستاره،من زنم،به اشاره اي فاحشه خوانده ميشوم...

نابينا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 9:50  توسط حامد بد خط  | 

دزدان دیروز (.....) امروز

قبل تر ها،آن موقع ها که ما نبودیم.وقتی دزدی را میگرفتند دستش را میبریدند.ولی در زمانه ما وقتی دزدی را بگیری دست خودت را قطع میکنند.شاید نه به این خشونت ولی دهانت را که میبندند.گاهی با زور و اگر نکته بر خر بودن تو بردند با تکه نانی.

حکایت بریدن در هر دو زمان نکته داستان است.

آن زمان دزد گرسنه را دست میبریدند و حال حق گرسنه را...

 

بد خط

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 10:43  توسط حامد بد خط  | 

مطبوعات

مطبوعات و رسانه ها ی صوتی و تصویری یکی از مهمترین عوامل آگاهی یک جامعه به شمار میروند.البته این آگاهی میتواند در مسیری به غیر از آگاهی مناسب هم خطراتی برای جامعه ایجاد کند.و این موضوع وظیفه بزرگ عوامل این رسانه ها را پر رنگ تر میکند.

این روزها وقتی خوب روی خبرهای این رسانه ها(داخلی و خارجی) متمرکز میشوم نتایج جالبی برایم نمایان میشود.مغایرت مطالبی که هر انسان آگاه و مسوال را شرم زده میکند و عامیانه تر، خیال میکنند مردم از پشت کوه آمده اند.و شاید هم آمده اند.کسانی که این مطالب را مینویسند فعل هایشان از قبل حساب شده است.وقتی قداست قلم در چنگال هایی از جنس ریا گم میشود دیگر به چه چیزی امید داشته باشیم.نمیدانم مقصر کیست ولی خسته ام از خستگی همه ی هم نوعانم. از درد آنها که به اندازه یک جامعه، عقده وار دل ها را تسخیر کرده است.یک بار جان دادن برای آزادی همه را بی جان کرده است و این بار که جانی برای دادن نیست آزادی جان خواهد داد. شاید شرم، شاید خدا و شاید هرگز

بد خط

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 17:35  توسط حامد بد خط  | 

قلب مادرم

سالها در كتابها و سخنان بزرگان دين در پي يافتن خدا، مدام در تار پود بي انتهاي فهم اين واژه دست و پاي زدم.در حالي كه خدا، قلب مادرم بود.

بد خط

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 20:5  توسط حامد بد خط  | 

هدیه بی انتهای خدا

پروردگار من.چرا به من دو چشم داده ای وقتی نمی توانم با آنها تو را ببینم.چرا به من دو دست داده ای وقتی نمی توانم با آنها تو را لمس کنم.به من دو گوش داده ای وقتی نمیتوانم با آنها صدای تو را بشنوم.به من دو پاداده ای وقتی نمیتوانم با آنها به سوی تو بیاییم.ولی وقتی خوب فکر میکنم تو به من قلبی داده ای که با آن تو را میبینم.با آن تو را لمس میکنم .با آن تو را میشنوم و با آن هر روز به سوی تو می آیم.

بد خط

+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1390ساعت 19:6  توسط حامد بد خط  | 

پروانه

یک پروانه زمانی متولد می شود که یک کرم آرزوی پرواز به سرش زده باشد.

بد خط

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 19:29  توسط حامد بد خط  | 

هیچ ندانستن

من جز یک چیز نمیدانم و آن این است که هیچ چیز نمیدانم.

سقراط

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 20:12  توسط حامد بد خط  | 

قلب

قلب تنها جایی از بدن است که فکر نمیکند.

بد خط

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 10:0  توسط حامد بد خط  |